سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )
371
كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )
فرزندان تو را دوست مىدارم و از دشمنشان و مخالفين آنان و از كسانى كه از آنان بيزار باشند و حقّشان را ادّعا كنند و به آنان ظلم كنند - از اوّلين و آخرين - بيزارى مىجويم . سپس دست داد و با حضرت بيعت نمود « 15 » . نظير كتاب راهب نزد امير المؤمنين عليه السّلام ( 1 ) سپس امير المؤمنين عليه السّلام به او فرمود : كتابت را به من بده . او هم كتاب را داد . امير المؤمنين عليه السّلام به يكى از اصحابش فرمود : برخيز با اين مرد و مترجمى پيدا كن « 16 » كه سخن او را بفهمد و مطالب كتاب را به زبان عربى واضح براى تو بنويسد . او هم كتاب را كه به عربى نوشته شده بود آورد « 17 » . وقتى آن را آورد حضرت به پسرش امام حسن عليه السّلام فرمود : پسرم ، كتابى را كه به تو سپرده بودم بياور . حضرت آن را آورد . امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : پسرم تو اين كتاب را بخوان ، و تو اى فلانى - كه اظهار نادانى مىكنى - در نسخهء اين كتاب نگاه كن كه دستخط من و املاء پيامبر صلى اللَّه عليه و آله است . امام حسن عليه السّلام كتاب را خواند . حتى يك حرف مخالف آن نبود و تقديم و تأخيرى هم در كلمات نداشت گوئى يك شخص براى دو نفر املاء كرده است ! عكس العمل جريان راهب در لشكر امير المؤمنين عليه السّلام ( 2 ) سپس امير المؤمنين عليه السّلام حمد و ثناى الهى بجا آورد و فرمود : « سپاس خدايى را كه اگر مىخواست امّت اختلاف نمىكردند و متفرّق نمىشدند . شكر خدائى را كه مرا به فراموشى نسپرده و امر مرا رها نكرده است « 18 » و ياد مرا نزد خود و دوستانش خاموش
--> ( 15 ) « ب » و « د » : دست امير المؤمنين عليه السّلام را گرفت و بيعت كرد . در كتاب فضائل چنين است : اينجا بود كه امير المؤمنين عليه السّلام دست مباركش را پيش برد و با او بيعت كرد . ( 16 ) « الف » : حاضر كن . ( 17 ) يعنى رفت و مترجمى پيدا كرد و آن را به عربى ترجمه كرد و بعد آورد . ( 18 ) « ج » : امر مرا كوچك نكرده است . در كتاب فضائل : امر مرا ضايع نكرده است .